پست‌ها

نمایش پست‌ها از ژوئن, ۲۰۲۰

من نيز شما را دوست دارم

من نيز شما را دوست دارم و سپاسگزاري را تنها با كلمه دوستت دارم جبران نمي كنم

حاجی

حاجی ما یاد گرفتیم هر کی حمله کرد سمتمون با محبت ازش استقبال کنیم ، جنگ تو دنیای من با فکره برای مقابله با جسم نا کامل .
من یاد گرفتم فقط سپاسگزار باشم و بی آزار و پر از محبت .
یه آخر هیچ فروتن بنده و غلام ابدی خدای یگانه یهوه .

قبر خمینی به مردم ایران نشان داد تا به یاد داشته باشند ،

قبر خمینی به مردم ایران نشان داد تا به یاد داشته باشند ،
هر جا که گنبد و‌گلدسته هایی از طلا بر افراشته شده است به این معنی نیست که شخصی معصوم زیر آن مدفون است ، بلکه ، شاید از جهل مردم روزگارش به زیر این بارگاه طلایی خفته باشد .

آخر

#آخر ، تو باید روح و‌جسمتو تنها به خدا هدیه کنی یا بفروشی .
هرگز به يه معتاد اعتماد نكن .

به دنبال مکان حال بهشت قدیم باش ای فرزند انسان .

به دنبال مکان حال بهشت قدیم باش ای فرزند انسان .

در دنیا نمی توانم بمانم

در دنیا نمی توانم بمانم

تحیل آخری شهدای روحانیت جنگ .

تحیل آخری شهدای روحانیت جنگ
.
برای من سوال جالبی بود که بدونم تعداد شهدای روحانی جنگ چقدر بوده ، جستجو کردم و رسیدم به ۳۳ هزار نفر که اونم شاید اشتباه باشه چون چیزی که تاریخ و حقیقت ثابت کرده جمهوری اسلامی به راحتی در هر تاریخی دست می بره و مستند سازی های خاص خودش رو انجام میده ، مثل جریان حسین فهمیده که بعدا اعتراف کردن ساختگی بود برای بزرگ نمایی و ایثارگری کاذب ، افسانه هایی که قدمت ۳۰ ۴۰ ساله داره و سریع هرچیزی تغییر داده میشه توسط طرز فکر یک عده انسان دیکتاتور وجود که دین شخصی خودشونو دارند ، اون آرزویی که هر انسانی داره ، مثلا همین دین اسلام اگر با تعصب روش نگاه نشه اونم یه فرقه بوده که پیرو یه فکر شخصی بوده و به خاطر قدرت و زور شمشیر الان تبدیل به دین و فرقه های مختلف شده ، حکومت شیعه و جمهوری اسلامی هم چنین ، دانش آموز شهید ۳۳ هزار نفر دقیق ، شهدای روحانی یا آخوند ۳۳۱۷ نفر دقیق ، عدد و ۳۳ هزار تارو هم یه عدد خیالی بهش اضافه کردند تا اینکه قشنگ وجود این ۳۳۱۷ نفر بفهمی یه شگرد تبلیغاتی یا بازاریابی نرمه ، روحانی یا آخوندها بیشتر در جبهمه های جنگ شغل حال حاضرشون رو داشتند ، تنها …

تو کیستی ، ای خدا

تو کیستی ، ای خدا
در تمام دنیا ها و لحظاتی ، هیچ فراری از وجود تو نیست ،
تو در تک تک و تمام دنیا های منی ،
ای خدا ، ای خدا ، ای خدا ،
شکر از اندکی فهمیدن تو ،
که تمام دنیاها با شناخت تو خوش است ،
به نام خودت ، برای خودت و خلقت و من خود نیز جزیی از این خلقم .

جو جامعه‌ پناهندگی

جو جامعه‌ پناهندگی یه جوریه اجتماع گریز میشی ، البته برای من .

خالی از آینده

در لحظه و براي خدا زندگي كن ، خالی از آینده ، به عظمت باد که قدرتی از هزاران هزار قدرت بیکران خداست قسم واقعا در لحظه زندگی کن ، به نام خدا ، برای خدا و خلقش و من خود نیز جزیی از این خلقم .

حاجی من به اختیار خودم به دنیا نیومدم

حاجی من به اختیار خودم به دنیا نیومدم ، اومدم دیدم تو یه جامعه وحشی ام و خودمم یکی از وحشیا ، بکش تا نکشنت ، حق انتخابم از زندگی فقط صداقت تا مرگ ! برای چی ؟ برای کی ؟

ای فرزند انسان

ای فرزند انسان آنگونه زندگی كن كه يك مورچه هم زير پاي تو له نشود ،
با دقت ، در عين حال آرام و راحت
در رفتار هايت ذره بین بزار اما آرام
كه آسایش خود يا دیگران را نسایانی

باید جنگیدن رو یاد بگیری

باید جنگیدن رو یاد بگیری
و اولین نفری که باید باهاش بجنگی خودت هست و خوتاسته های خود کامانت
فرار بسه دیگه .

تنهایی روبروم نشسته .

‏مرا را جز به خیالت ،
هیچ خیالی نیست ،
هیچ نفسی نیست ،
هیچ دل و عشقی نیست ،
تنها تو مانده ای در خیالات من پایدار ،
برای تو ای هیچِ غیبم .
‏اینقدرا از این شبا صبح شد ،
اینقدرا صبحا شب شد و تو نیومدی و من به خیالت چه ها که نکردم ،
دریغ از آرزویی برای زندگی کردن کنار خودم یا برای خودم .
در نهایت تو آمدی و نه من توانستم به عشق متعهد بمانم نه تو ،
تو زن مرد دیگری شدی و من مرد دیوانگی هایم .
تنهایی روبروم نشسته .
شغل شریفم تجاوز به حریم خصوصی انسان هاست ، بعدم ناپدید شدنه .
آخر یه چیزی میگم ناراحت نشو ، به نظر خودت چرند نگی‌ و یه جا ساکت بشینی خدا ناراحت میشه ؟
-- خدا رو‌نمی دونم ولی خودم نمی تونم ، یه احمق ، حرف زیاد میزنه ، فکر کم میکنه .
بهشت را تنها با چشمان بسته می توان دید
‏چشم هایی که درون افکار و احساسات ماست
‏بهشت همان یافتن خداست ، استراحت گاه و ساحل ابدی بشر .
من محتاج نگاه و صداقت تواَم
‏و امام ⁧‫افسوس‬⁩ که هنوز تو مرا نشناخته ای از من باز حاجت های بیشتر و بیشتر می خواهی ؟
‏⁧‫چه حاصل‬⁩ از این همه رد بدل های ⁧‫عاشقانه‬⁩ ؟
کور شدم ، کور تو ای عشق ،
کجایی که تمام بینایی ام از…

دنیای آدم بزرگا

نه دنیای آدم بزرگا قشنگه
نه دنیای خارج از کشور

بوسه بر وجودم میزنی

بوسه بر وجودم میزنی
بوسه بر احساساتم میزنی ، بوسه به نفس هایم میزنی و من می خواهم بوسه تو را جواب بدهم ، قدرت دیدار رودر روی تو را ندارم ، تو را حس می کنم ، تو را بو می کنم ، تو را نفس می کشم .

یا بهتر از بگویم من جزیی از تو

تو جلوی من هستی ، یا بهتر از بگویم من جزیی از تو ، یک حقیقت واقعی غیر قابل انکار ،
تو را خوب می شناختم ولی باز با تو غریبه بودم ،
نفس دیگر نمی توانستم بکشم ، احساس می کنم در درونم و در واقعیت از تو بسیار دورم ، دور تر و کورتر از آنکه تو را بخواهم ببینم و یا بشناسم ، میمیرم هر ثانیه چون تو تنها دلیل بودن منی و من با تو از همه غریبه ترم ، تو تمام عشق و دنیا و عبادت گاه منی ، ولی من واقعی کجا و تو واقعی کجا ؟
دیدن و یاد گرفتن عشق و عاشق شدن در این زندگی ،در نهایت تمام آرزوی من است ، که من با تو هم قدم شوم ، ولی هم قدمی با تو و ماندن و وفادار بودن در عشق تو از زیستن سخت تر است و من خسته از این زیستن با جسمی ناکامل و ناقص برای ثانیه هایی بی عیب در احساس و عشق و زندگی واقعی ام ، خسته از جنگ با این گرگ یا شیطان درونم ، خسته از دل لبریز شده از سکوت در مقابل بی احترامی ها و نا عدالتی ها که هر روز با خود می گویم شاید من خطا کار و بد بین باشم و با شکستن سکوت خودم کج می شوم از این راه راستی که تو می پسندی هیچ غایب قدرتمند .
خسته ام ای هیچ ، از بس خود را از دیگران کمتر دانستم تا در پیشگاه تو مور…

هیچم از دنیا ، پر از انسانیتم آرزوست .

هدف از هیچ شدن شبیه انسان یا همان عیسی مسیح شدن پسر یگانه یهوه شدن است و پیام هیچ شدن
به نام خدا ، برای خدا و خلقش و من خود نیز جزیی از این خلقم .
هیچم از دنیا ، پر از انسانیتم آرزوست .

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !
تو را نه عشق ، نه دوست ، نه خانواده ، نه هوس ، نه خوشی ، نه درد از من جدا نکرد !
احساس می کنم هزاران سال است که زندگی می کنم با خودی که هر ثانیه با آن غریب تر و سردرگم ترم .
من عادت کرده ام یا بيمارِ تنهایی شده ام ؟ نمی دانم !
آتش میزنم به تمام عشق ها و دوستی ها و محبت ها ، چون احساس می کنم من یک آخرِ تنهای آزاد که شاید تنها مرگ یا دیدن خدا با چشمان غایب او را آرام کند ، نه عشق ، نه محبت ، نه دوستی ، نه رسیدن، نه جدا شدن هیچ کدام مرا آرام نمی کند .
زندگی برای من پُر از مرز است ، مرز هایی که بدون گذرنامه آنها را رد کرده ام ، مرز هایی که در افکارم تمام آنها را به کمک خدای غایب از چشم رد کرده ام ، ولی ولی مرزها را رد کردند و خود ساختن برای انسان ناکامل و ناقص تنها ،
تنهایی و مرگ می آورد این آزادی چوپانی مسموم ،
این پیدا کردن و ساختن خدایی از هیچ ، که مانند کبوتری بی گناه درون مار سمی و وحشی زندگی من است ...
می خواهم با تو باشم هیچم ، تو ای همیشگی ، تو ای ابدی ، تو ای عشق و حقیقت واقعی ، هیچ مقدس عزیزم .
بگذار در تو بمانم و برای تو بمانم ، من یک آخر هیچ که …

این است آخر بودن

زندگی کردن ، عشق ورزیدن و‌یا بودن در من‌مرده است .
این است آخر بودن

متعصب

در جستجوی خدایی از هیچ
هیچ جوی فقیر و متعصب

عکس جدید


چرا عکس جدید برام نمی فرستی ؟
چون با این آدم درون غریبه میشم بعضی وقتا ، نمی فهمم کیه و چرا باید ببرمش تو اجتماع یا چرا و ثبتش کنم تو خاطرات .

انسان

انسان یک سوال بی جواب و‌سردرگم و همیشه در تکرار

ای انسان نما

ای انسان نما ، از من دین و‌ایمانم را نپرس ، چرا‌که تو می خواهی حتما آن را یکی کنی با عقیده ات ، ولی من یک هیچ بی دین و‌ایمانم که تنها یهوه خدای‌یگانه را قبول دارم و برای الگوی خدا شناسی و انسان شناسی ام عیسی‌مسیح پسر یهوه را الگوی خودم قرار داده ام ، انسان آخری که خالی از شهوت به دنیا آمد و در انتها خالی از گناه مرد .
دین و‌ایمان من در خلاصه می شود در ،
به نام خدا ، برای خدا و‌خلقش و‌من‌خود نیز جزیی از آن خلقم ،
هیچم از دنیا پر از وجود خدا گونه ام آرزوست .
این تمامِ ناتمام من است .

انسانيت و آزادی بی حد و مرز

انسانيت و آزادی بی حد و مرز کنار هم قرار نمی گیرند

معجزه تنها توسط خدا انجام می شود

ادیان تنها به درد آرامش روح و فکر می خورند و دوره معجزه تمام شده ، سالیان سال است !
معجزه تنها توسط خدا انجام می شود

گناهش رو بخشید

گناهش رو بخشید ولی بعدش گفت بگیر که اومد

اجتماع قهر

نه تو اونارو میشناسی نه اونا تو رو

ملا شدن آسان ، آدم شدن سخت

ملا شدن آسان ، آدم شدن سخت

آدما زمانی خود خواه میشن

آدما زمانی خود خواه میشن ، اطرافیان خودخواه یا کاذب زیادی پیدا می کنند و ته تهش همه اطرافیان خوب و خوش قلب تنهاش میزارن و اون می مونه با یه دنیایی از غریبگی و تنهایی و سردرگمی و بی احساسی در این دنیای پر از انسان .

برای مسح‌شدن خدا خودش تایید می‌کند

برای مسح‌شدن خدا خودش تایید می‌کند

از بیرون صدای جغد میاد !


از بیرون صدای جغد میاد !
از رو بی سوادی یا خودخواهی فکر می کنی صدای گرگِ .
دردناک تر از خودخواهی ، ساختن سواد برای یه بی سوادِ تنبله !
از احساس و ارتباط دوری می کنی چون خسته شدی از ترد شدن و ترد کردن !
خو می کنی به خود را در خود دیدن و لمس نکردن زندگی و فرار از اون .
مدام سیگار می کشی ، سیگار پشت سیگار ، خلاف سبک یک انسان بیمار !
تصویر ها و رویاهای تکراری ! اخبار های ناخواسته ! فرار از درک عشق و وفاداری ! شکاک به تمام دنیا ، حال و آینده ! قرص پشت قرص از روی عادت !
در نهایت یک روز در اوج جنون ، یک روز در اعماق جنون !
بوسه ، عشق ، نوازش رو نیاز داری ولی می ترسی از همه اینها چون همه و همه یه افتضاح عاطفیه برای یک انسان بیمار شکاک که توی زندگیش آخرِ خود خواستست .
سکوت می کنی ، چون احساس می کنی سی هزار سال زندگی کردی و نه علم به درد تو می خوره نه مذهب ، تنها خودت ، که یک بیمار بیکار از خدا بی خبری که باز به دنبال خدایی در اوج بی سوادی و دیوانگی .

و تو هم مطعلق به منی !!

من دیگه هیچ وقت از پیشت نمیرم ، چون تو ذهنتم
و تو هم مطعلق به منی !!

شانس رو زمان هوشياري بهت نميده خدا

شانس رو زمان هوشياري بهت نميده خدا

خواب تو را دیدم ،

خواب تو را دیدم ،
گلهمندبودیمومیخواستیمگلایهکنیمولیگلایهنمیتوانستیمبکنیم !
حرفمیزدیم،حرفهایخوب،درحرفهاگلایهمانراگمکردهبودیم !
ازترسازدستدادندوبارهیکدیگر !!!
بعدازتمامشدنحرفایمان،عشقانسانبهحیوانرابهتونشاندادموگفتمازعشقبترس !
چونتنها