یا بهتر از بگویم من جزیی از تو

تو جلوی من هستی ، یا بهتر از بگویم من جزیی از تو ، یک حقیقت واقعی غیر قابل انکار ،
تو را خوب می شناختم ولی باز با تو غریبه بودم ،
نفس دیگر نمی توانستم بکشم ، احساس می کنم در درونم و در واقعیت از تو بسیار دورم ، دور تر و کورتر از آنکه تو را بخواهم ببینم و یا بشناسم ، میمیرم هر ثانیه چون تو تنها دلیل بودن منی و من با تو از همه غریبه ترم ، تو تمام عشق و دنیا و عبادت گاه منی ، ولی من واقعی کجا و تو واقعی کجا ؟
دیدن و یاد گرفتن عشق و عاشق شدن در این زندگی ،در نهایت تمام آرزوی من است ، که من با تو هم قدم شوم ، ولی هم قدمی با تو و ماندن و وفادار بودن در عشق تو از زیستن سخت تر است و من خسته از این زیستن با جسمی ناکامل و ناقص برای ثانیه هایی بی عیب در احساس و عشق و زندگی واقعی ام ، خسته از جنگ با این گرگ یا شیطان درونم ، خسته از دل لبریز شده از سکوت در مقابل بی احترامی ها و نا عدالتی ها که هر روز با خود می گویم شاید من خطا کار و بد بین باشم و با شکستن سکوت خودم کج می شوم از این راه راستی که تو می پسندی هیچ غایب قدرتمند .
خسته ام ای هیچ ، از بس خود را از دیگران کمتر دانستم تا در پیشگاه تو مورد قبول باشم ، تو هیچی ، حقی ، محبتی ، عشقی ، خدایی که هستی که من سالهاست بیمارگونه تو را می جویم و هر لحظه هم به تو نزدیکتر هم دور تر می شوم ، ساکت می شوم و میمرم ، با اینکه یقین دارم تو هستی ای خالق من و تو زنده تر و حاضر تر از هر موجود زنده هستی .
بگذار جهان خالی از من باشد ، بگذار این جهان بی من باشد که من خسته ام از زیستن یا در گمراهی یا در راهی که از زندگی کردن انسان گونه هم سخت تر است .
آه از دست تو هیچ که باز تنها پناه و هم صحبتم تویی ...

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

قبر خمینی به مردم ایران نشان داد تا به یاد داشته باشند ،