تنهایی روبروم نشسته .

‏مرا را جز به خیالت ،
هیچ خیالی نیست ،
هیچ نفسی نیست ،
هیچ دل و عشقی نیست ،
تنها تو مانده ای در خیالات من پایدار ،
برای تو ای هیچِ غیبم .
‏اینقدرا از این شبا صبح شد ،
اینقدرا صبحا شب شد و تو نیومدی و من به خیالت چه ها که نکردم ،
دریغ از آرزویی برای زندگی کردن کنار خودم یا برای خودم .
در نهایت تو آمدی و نه من توانستم به عشق متعهد بمانم نه تو ،
تو زن مرد دیگری شدی و من مرد دیوانگی هایم .
تنهایی روبروم نشسته .
شغل شریفم تجاوز به حریم خصوصی انسان هاست ، بعدم ناپدید شدنه .
  • آخر یه چیزی میگم ناراحت نشو ،
به نظر خودت چرند نگی‌ و یه جا ساکت بشینی خدا ناراحت میشه ؟
-- خدا رو‌نمی دونم ولی خودم نمی تونم ، یه احمق ، حرف زیاد میزنه ، فکر کم میکنه .
بهشت را تنها با چشمان بسته می توان دید
‏چشم هایی که درون افکار و احساسات ماست
‏بهشت همان یافتن خداست ، استراحت گاه و ساحل ابدی بشر .
من محتاج نگاه و صداقت تواَم
‏و امام ⁧‫افسوس‬⁩ که هنوز تو مرا نشناخته ای از من باز حاجت های بیشتر و بیشتر می خواهی ؟
‏⁧‫چه حاصل‬⁩ از این همه رد بدل های ⁧‫عاشقانه‬⁩ ؟
کور شدم ، کور تو ای عشق ،
کجایی که تمام بینایی ام از دست رفت و تو نیامدی .
‏از فشار درد روحی و جسمی کور شدم ، فلج شدم و زنده به گوری که در خیالات سیاهش زندست .
‏تو هم کَر و لالی که تنها نگاه می کنی و دل می سوزانی .
غم عشقی از دست تو کشیدم که نپرس .
بعد از این همه وقت ⁧‫یافتم‬⁩ ، یافتم !
‏آرامش و لذت واقعی در فکر است نه در زندگی .
‏یه روزایی هست که آدم دیگه از بس بیمار میشه ادبیات زندگی کردن هم یادش میره .
آمدی خودت را در خانه دلم به زور جا کردی و رفتی ،
‏من همچنان دوست دار تو
‏تو همچنان فرار از حتی فکر من
‏تو کیستی ؟ من کیستم ؟
‏چرا چنین است این عشق ، خدای غایب از چشم ؟
خوابم نمیاد دلم خوابیدن تو رخت خوابو می خواد .
‏جسمم و فکر اعتیاد سفتی به خواب دارن .
‏خواب های سریالی که تمومی ندارن ، اعتیاد پیدا کردم به خواب های بی هدف .
یک محبتی بکن کارای شخصی خودتو انجام بده کارای شخصی مردم پیش کش .
بیمار دیدن روشنی در ⁧‫هیچ‬⁩ عالم غیب خدا.
‏هیچم کن ، هیچ تو ای هیچ مقدس .
  • من هنوز دوستت دارم .
‏-- تو دروغگویی بیش نیستی از نظر من ، دیگه مزاحم نشو ⁧‫.
  • چرا اینجوری می کنی ؟
‏-- عاشق عشقم نه تو !
‏جایگزینتم پیدا کردم !
‏یه عاشق لحظه ای مثله خودم ،
نه توقعی نه چیزی ، فقط احترام به احساسات و رفتار همدیگه .
برام مهم نیست کی هستی و کی شدی !
‏گند زدی به زندگیم زمانی که دوستت داشتم ،
‏دیگه دوست ندارم واقعا باشی ، چون دنیای قبل تو و بعد تو شیرین تره .
تو نمی فهمی دلتنگی کسی که میخوای و نیستش از صدتا سرطان بدتره چون ثانیه به ثانیه فکر و احساس همراته ، اونم دلتنگی و بی کسی توی یه دنیای تاریک و سیاه .
  • چی شد که ادعای ⁧‫پیامبر‬⁩ی کردی ؟
‏-- دروغ چرا بچه ها گفتن شیرین صحبت میکنی ، تو زندگیمون نور میاری ، آدم خوبی هستی .
منم گفتم حالا که اینطوره من که آقای آخر هستم ، پیامبر هم بشم ! ولی پیامبر آخر نه ! چون هر کسی می تونه پیام بیاره و ببره .
  • سیستم دینت چیه ؟
-- اینه که شما خودت باشی در درجه اول
‏یعنی نه تقلید باشه نه تقدیر
‏بدونی الان کی هستی و چی می خوای
تو آینه فکری می تونی خودتو ببینی ، هم خود درونت هم بیرونت .
در نهایتم باید هیچ از تمایلات این دنیا بشی .
‏مغزمو بردی نه دلمو .
شکر برای قطره ای آب کردم ، باران آمد .
‏شکر برای عشق انسان کردم ، یاری عاشقم شد در حد مردن برای من ،
‏شکر اخلاقش کردم ، بهار به زندگی من آمد ،
بهار واقعا زیبا بود ، عشق در ثانیه به ثانیه اش بود ، این زندگی خود نفس کشیدن بود ولی من ، یک دیو خوب دیدار زشت پندار و زشت کردار بودم ، فرار کردم ، فرار تا بهار راه به زمستان جهنم گونه تبدیل نکنم .
کادو تولدم کو ؟
راستشو بهت بگم هیچ انگیزه ای برای دادن کادو بهت ندارم .
الان چرا پیشمی ؟
حالت تحوع و‌تنفرم رو بهت انتقال بدم .
بعضی زنارو فقط باید عاشقشون باشی و عشق رد و بدل شه ، سکسشونم که برای مردای گوناگونه .
  • این روزا چیکار می کنی ؟
‏اکثرا می خوابم ، شبا بیدارم و زندگی بیشتر تو تاریکی می کنم تا روز ، غلط کردنای اضافیمم تو فکرمه نه تو‌ دنیا و اینترنت .
  • آفرین ، ما همینو می پسندیم ، دوست دارم صدا نفستم‌در نیاد تا اینجا هستی .
بیا و بزرگواری کن و این همه از دست من عصبانی نباش ، بخدا من واقعا یکم خل وضعم ، الکی الکی بهم نمیگن آقای آخر
  • آخر نه ، خر
هرچی شما بگی
چای ، قهوه یا نوشیدنی خنک ؟
‏یه لیوان ارامش لطفا .
دلمرگی یعنی از کلمه ⁧‫تو بترسی و دلت بمیره و زنده بشه وقتی یکی بگه تو ، تو منی .
بعضی وقتا دلتگت میشم ، میبینم نبودت بهتر از بودنته ، عاشقانه تره ، ولی یه عشق تو‌ خالی .
‏شاید تو هم یه روز مثله بقیه فراموش بشی .
اگر فراموششون نکنی فراموشت می کنند ،
این رسم همراهی با عوضیاست .
من سالهاست با خودم زندگی کردم ولی باز بعضی وقتا به خاطر سود و منفعت دنیوی خودمو هم فراموش کردم ناخواسته .
‏دنیاست دیگه ، جسمم به یه چیزایی نیاز داره ، مثل نفر مقابل که تو اصلی رو نمی پسنده .
پشت پرده های این خانه نور است ولی من باز در اوج فهم و شهور و نیاز به نور به تاریکی پناه می برم ، امان از اعتیاد به درد کشیدن و زجر دادن خود .
تو از وسط بهشت افتادی وسط زندگی من .
چطوری دوسِت داشته باشم زمانی عشق از واقعیت زندگیم رفته ؟
فهمیدم اونم دوستم داره.
‏ولی , دوست داشتن ⁧‫ملاک‬⁩ نیست ، جنگيدن پا به پای هم ملاک است .
همین خوشکله مال ماست. همین تپل دوست داشتنیه که خیلی هم مهربونه .
کوچه بن بستم باشه باید بازش کرد ،
دیکتاتوری باید جلورفت تو کوچه های ⁧‫بن بست .
احترام تو احترام ⁧‫به عشق و انسانیته، وگرنه بی وفایی از سر و‌ روت می باره .
‏⁧‫عشق‬⁩ یعنی تمام لحظه ها خرابه با نبودن تو .
عشقو باد برد منم وایسادم کنارش و سلفی گرفتم. هیچ کار دیگه ای نمی شد کرد. ⁧‫
دارم رو خودم کار می کنم ، که هیچ وابستگی به دنیا نداشته باشم.
مثلا: خوابیدن، سیگار کشیدن ،عاشق شدن و ..
پولمو می خوام .
‏پولی دیگه وجود نداره که تو بخوایش یا نخوایش .
‏آروم ، آروم بیمار میشوی و یهو به خودت میای می بینی فلج فکری و احساسی و رفتاری شدی .
نمی فهمی معنی احساس رو
‏فریاد میزنم تنهایی هامو
بازم نمی فهمی ، چون سودی ندارم‌دیگه برات ، حتی سود احساسی .
قربان اگر جیبتون به قیمت من نمی خوره ، لطفا با سوالای بیهوده وقت همو نگیریم.
نه یا تشکر بعدا مزاحمتون میشم واسه اینجور موقع هاست.
مرتیکه از خود راضی ، تِلِق !
‏رفیق بزرگترش منم ، مشکلی چیزی داره بیاید پیش من دوستانه حل کنیم . ما عاشق دوستی ها هستیم و سلام علیکا ، این شهر کوچیکه دوستی و آبرو گران قدر .
بشنو از تنهایی هایم که دلیلش تویی نه خودخواهی های من .
‏زمانی یه آدم معمولی یا آخر باشی ، فرقی نداره دنبال چی باشی یا کی ، وقتی می خوایش ⁧‫نیستش !
خیلی دوست دارم باهات حرف بزنیم ولی ⁧‫فکر کردن رو بیشتر ترجیح میدم .
‏به عشق تو میرقصانم این جنون پر از تو را ، ولی بیدار که میشوم هیچ نیست جز ⁧‫هیچ مقدسی که باید آن را با باد و باران تعبیر کنم .
به خودم می آیم
‏نیستی
‏فریاد می زنم
‏باز تو نیستی و من فریاد جنون آمیز پشت سر هم
‏تا باز به سکوت جنون ختم شود.
‏بیا
‏بیمارم
‏نیست هیچ انسانی که بتواند مرا آرام کند ، من جسم نمی خواهم ، من وجود هیچت را می خواهم ای هیچ مقدس قدرتمند .
فرود می آید تمام احساساتم در همین اتاق
‏باز تو را نمی بینم
‏قاشق به چشم می کنم
‏تا دیگر هوس دیدن تو نکنم.
‏و باز تو ظالم نیستی و حس نمی شوی ، تو چگونه خدایی ای هیچ من ، آیا تو هیچ ظالمی ؟
‏- بیا با هم دوست شیم.
‏با هم دوستیم ، بهتره بگی بیا دوستیمونوگسترش بدیم یا بگی سلام عضو جدید زندگی من ⁧‫خاطره‬⁩ سازی کنیم برای هم .
دلت برام تنگ شد .
دکمه دارم ، دکمه مسیج ، می فهمی ، دلت اگر تنگ شد یا تنگم نشد رهگذاری حالمو بپرس با همون دکمه ، دلتنگیت خالی میشه .
‏همه اولش رفیق هستن ، بعدش دیگه تکراری و آرشیوی و گلچینی ، مرامی ، رهگذری ، اجباری و سلام علیکی در نهایت .
رفیق ⁧‫و‌رفاقت زندش‬⁩ خوبه ، خاطرات خوبو همه دارن. حتی مُرده ها .
‏زنده باش رفیق در لحظه و‌ابدی رفاقت کن ، رفیق مثل عشقه نه نخ سیگار بکشیش و تمومش کنی و‌بری سراغ بعدی .
بیکاریه ⁧‫جسمی‬⁩ و ⁧‫فکری‬⁩ بدترینه .
‏آدم ناخواسته ⁧‫بیمار‬⁩ میشه.
بیمار اجتماعی که به همه اجتماع کند میزنه با فکر و‌جسم‌مریضش .
واقعیتو تو خواب دنبالش می گردم .
درسته میگن عشق پاکی میاره و تنهایی تو اکثر موارد کثافت .
ولی تو ای هیچ رهم ده ، ره به زیبایی ها و راستی ها وجودت .
درد زمانی میاد که راه فرار نباشه .
مثل درد تنهایی ، درد عاشق شدن ، درد اعتیاد به زجر کشیدن ، درد دوست نداشتن زندگی ، درد زنده بودن ، درد نمردن ، درد سرگردانی ...
روزی چند هزار بار فکرت میاد ، بهونت و غصت میاد ، آرزوت میاد ولی خودت ⁧‫هرگز‬⁩ ...
بدترین لحظات
‏زمانیه که ،
‏دوست دارم و دستم به جایی بند نیست.
تنهایی گاهی وقتا خوشمزه تر از دو نفره حتی سه نفره و... بودنه ، حالا برو اونور بزار تنهاییام خوش باشم .
بیا اینقدر تنهایی هاتو جار نزن ، تنهایی تنهایی تنهایی
‏تنها به دنیا اومدی ، تنها هم می میری .
‏با خودت راحت باش دنبال آسایش تو دونفره ها نباش.
اینو‌یاد‌بگیر ، آرامشم آرزوست ، حتی با خودم .
‏تو برو من ⁧‫عاشقت‬⁩ می مونم.
بیا بی وفا و ببین
‏بی تو بودن همان بی دنیا بودن است
‏نه میدانی چه میگذرد و نه چگونه
‏خواب و بیداری پر درد و زجر .
منو می خوای ؟
‏من خیلی وقته نیستم چه واسه خودم چه واسه دنیا
‏یه مُرده متحرک واقعی ، بدون سود و ضرر .
دوست داشتن های بی جواب آدمو سنگ می کنه .
دیوانگی یا دیکتاتوری یا خودشیفتگی ، شاخ و دم ندارد .
‏زمانی دیگر هیچ چیز جز دنیای درون افکارت را نبینی یعنی ⁧‫دیوانه‬⁩ ای یا دیکتاتور یا خودشیفته .
‏یاد تو مرا به هر سویی می برد جز سوی خودت .
زندگیت آرومه ،
‏دل من ویرون !
روزها روز به روز غمگین و غمگین تر می شدند آن مرد پیر و شکسته تر
‏جای فراری نبود همه چیز واقعی بود
و برای فرار از واقعیت باید اندیشید و ساخت ، ولی حیف که آن مرد خالی از اندیشه شده بود و تنها زجر می کشید و از همه چیز فرار می کرد ، چون او به فرار عادت داشت .
تصمیم بگیر وقتتو کمتر بیهوده بگذرونی
‏- چشم
‏همیشه میگی چشم
‏- چشم دیگه نمی گم عمل میکنم
د آخه عملم نمی کنی ، یا می خوابی یا می کشی !
حسابی هرز می پری بیا و یکم تو دنیای واقعی باش ببین کجای کاری !
‏- مرسی ، جام راحته ، ته زندگی من همینه .
تنها تو را می بینم
‏تو کی را می بینی ؟
جنون هم خواب من شده
‏تو و تنهایی هایت
‏پیانو
‏آینه
‏خاک
‏مبل کهنه
‏سیگار
‏بیکاری
‏بیماری
‏فکر تو
زندگی سیاه من شد !
باز بي اختيار عاشق تو شدم و دلتنگي ها انگار همان روز اول رفتنت ...
‏تو کیستی ؟ ای پلیدی خوشی های من !
افتادی دنبال آرزوهات ، ولی می بینی سخته ، مخت نمیکشه ! این آرزوِ ؟ یا تلاش بیشتر می خواد ؟ یا جا زدن ؟ ⁧‫آرزو‬⁩ و خیال راحت ، به تحقق رسوندنش سخته ! مثل درست و بی عیب زندگی کردن !
دارم هر کاری میکنم جز کاری که باید بکنم .
‏فرار تا کی؟
‏بچه بودم با چیزای دیگه از زیر کارهای اون روزا در میرفتم ،
‏هنوزم دارم چوب اون کارا و روزا رو می خورم.
من ،
‏خودم ، خودم را شکستم ،
‏تا تو سالم بمانی و من ⁧‫عاشق‬⁩ .
تو‬⁩ نبودی و من ⁧‫عاشق‬⁩ شدم ، عاشق ⁧‫کی‬⁩ ، ⁧‫خودم‬⁩ هم نمی دانم .
‏هر چی بیشتر میرم جلو ،
‏خندم میره سمت عقب ،
‏گریمم که خیلی وقته خودکشی کرده ،
‏بغضم که ندارم
‏نمی دونم چه حالیه ولی بد نیست !
گاهی ⁧‫رَنجاندن‬⁩ برای وجود آدمی خوبی است ،
‏خواستی مرا بِرَنجانی با انسانیتت برنجان نه با حیوانیتت .
بیمار چک کردن خواندن های بی جواب تو ام .
دل که خوش باشد ، پاییز هم ⁧‫بهار‬⁩ است .
تنــــها احساس است که نگاه چشمان تو را پاسخگوست .
چشم ها باز می شوند،
‏ تو را می بینند،
‏ تو را می فهممند
‏ و
‏ خوشحالی سرازیر می شود.
‏ لب ها،لب ها باز می خندند و من بوسه های شیرین به تو میزنم .
‏او می خندد
‏ من می خندم
‏ دنیا بر رومان می خنند
‏ از او دلیل خنده هایش را می پرسم
‏ می گوید خنده های تو
‏ چه زیباست که او می خندد با خنده های من.
خوش باد روح ⁧‫پروردگار‬⁩م خدای یگانه را که همــــیشه مــــاند ،‏ حتی در تاریک ترین سیاهی ها .
آنقدر خیال بافتم که در نهایت خودم را هم در خیالتم بافتم .
چايي كه با تی بگ درست شود كه چاي نيست!
‏ رنگ دارد ولي طعم ندارد!
‏ همانند عشق و دوست داشتن تو
‏ همه چيزش واقعي بود جز قسمت هاي واقعي اش!
من خیلی چیزارو از دست دادم تا بتونم کنار ⁧‫خودم‬⁩ ⁧‫آروم‬⁩ باشم ، محبت کن زمانی میای کنارم نه ⁧‫حاشیه‬⁩ درست کن نه حرفاتو ⁧‫عوض‬⁩ کن و نه بهم ⁧‫دروغ‬⁩ بگو .
‏⁧‫فردا‬⁩ یک ⁧‫ثانیه‬⁩ دیگر است ، ⁧‫آینده‬⁩ ات را ⁧‫الان‬⁩ بساز ، فردای 24 ساعته آینده ⁧‫کُش‬⁩ است .
اون پشت کامپیوتر میشینه ما هم پشت کامپیوتر
‏روپوش پزشکیه اوشون فوق تخصص هستند بنده یه آمپول زن ساده !
‏- رفتی ناهار خوردی ؟
‏آره
‏ - میگفتی با هم می رفتیم
‏من کلا زندگیم فردیه و رو عددای فرد می چرخه، ⁧‫یک‬⁩ و ⁧‫سه‬⁩ و ... ، یه نفره غذا خوردن حالش از دو نفره بودن بیشتره
‏⁧‫تنهات‬⁩ ميزارن ، فراموشت ميكنن وقتي كه هيچ پيشرفتي نباشه !

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

قبر خمینی به مردم ایران نشان داد تا به یاد داشته باشند ،